تبليغاتX
IT Students

IT Students
 
"دختران رعد" Dokhtaraneraad@yahoo.com "ورودی 87 "


--start 1390/12/13--

روزی مرگ...

روزی زندگی...

این همه آزردگی...

گاهی با خودم فکر میکنم، اینجا کجاااااااااست...؟!!!

مغزم منجمد شد ای خدا

اصلا دییگه فکر نمی کنم

راحت باش خدا 

 

امضا:خودم


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1391/02/27 توسط خانم سرخی

 

مجوز استخدام 50 هزار نفر در کشور

 
 
ادامه خبر در ادامه مطلب>>


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1391/02/27 توسط خانم محمدزاده

خدا با توأم پس حواست کجاست؟

 

ترانه : بانو مرجان زنگنه - تنظیم : هانی - ملودی : شهاب مظفری - برنامه ریز و تولید : هادی دمیرچی

آهنگ با كيفيت MP3 320
 
 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1391/02/13 توسط خانم سرخی

اگه الآن ندایی میومد که بنده من ...

این لحظه فقط خدای تو هستم ...

 چی ازش می خواستی ؟؟!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1391/02/10 توسط خانم محمدزاده

وقتی با تو آشنا شدیم...

عکس شهید امیر حاج امینی /احسان رجبی-اسفند ماه ۱۳۶۵ - شلمچه

شهید بزرگ ما :

از شما خواهش می کنم و می خواهم همیشه چند موضوع را در مد نظر داشته باشید:

هرگز دروغ نگویید .
زود قضاوت نکنید.
گذشت و ایثار داشته باشید.
خوشرو و خوش برخورد باشید.
صبور و مقاوم باشید و اینکه جبهه ها را پر نگه دارید.

 

برو ادامه...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 1391/02/08 توسط خانم سرخی

مدارک لازم جهت فارغ التحصیلی:

6 قطعه عکس جدید پشت نویسی شده

فتوکپی شناسنامه از تمام صفحات 2 سری

فتوکپی کارت ملی 2 سری

اصل مدرک پایان دوره پیش دانشگاهی یا تصویر برابر اصل شده آن

کارت دانشجویی و 2 برگ کپی از آن

تاییدیه تحصیلی پیش دانشگاهی

 

" شماره حساب سیبا "

2178609001007

بانک ملی شعبه بنفشه تهران کد 1508

( واریز به حساب دانشگاه پیام نور بابت تاییدیه فارغ التحصیلی به مبلغ 24000 ریال )

( روزهای مراجعه به خانم عبدی: 1شنبه ها و 3 شنبه ها )

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1391/02/05 توسط خانم محمدزاده
 

از اینجایی که من هستم تموم شهر معلومه...

 

 تصویر : ۰۱/۰۲/۱۳۹۱


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1391/02/04 توسط خانم سرخی

سلام برخی میان ترم ها به شرح زیر :


شیوه ارائه مطالب 14/2/91 --- دو فصل اول

استراتژیک 15/2/91 --- سه فصل اول

مباحث نو 29/2/91 --- سه فصل اول

"با تشکر از آقای محمدی"


نوشته شده در تاريخ جمعه 1391/02/01 توسط خانم طور

تولد سارای عزییییز

 

دوستت داریم سارا جون

خیلی ماهی

 تولدت

م ب ا ر ک


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1391/01/29 توسط دختران رعد dokhtaraneraad@yahoo.com

خدای خوبم...

بخاطر تمام لحظه هایی که منتظرم بودی و نیومدم من رو ببخش...

بخاطر تمام لحظه هایی که منو دیدی و من ندیدمت من رو ببخش...

بخاطر تمام لحظه هایی که برام خوب خواستی و من بد کردم من رو ببخش...

بخاطر تمام لحظه هایی که امیدت رو نا امید کردم من رو ببخش...

بخاطر تمام لحظه هایی که برام وقت گذاشتی ومن وقت نداشتم من رو ببخش...

بخاطر تمام لحظه هایی که من خودمو تنها دیدم و توتنهام نگذاشتی...

بخاطر تمام لحظه هایی که اشک هام برای کسی جز تو بود....

بخاطر تمام لحظه هایی که خواهش ها و التماس هام برای کسی جز تو بود...

بخاطر تمام لحظه هایی که لذتها و شادی هام برای کسی جز تو بود...

من رو ببخش...

و بخاطر تمام لحظه هایی که به مهربون بودنت ، بخشنده بودنت ، آمرزنده بودنت ، بزرگ بودنت و بودنت ...

شک کردم .... من رو ببخش....!


نوشته شده در تاريخ جمعه 1391/01/25 توسط خانم طور

 آپلود سنتر نامحدود - www.up2.irannab.com

سرمایه عمر آدمی یک نفس است

آن نفس از برای یک همنفس است

گر نفسی با نفسی هم نفس است

آن نفس از برای یک عمر بس است...

                                           چقدر کلمه نفس توش بود!!


نوشته شده در تاريخ جمعه 1391/01/25 توسط خانم طور
برداشت : 13/01/1391

 خدایا

با 'این همه زبان مشترک،

گاهی چقدر

 حرف هایم  غریبه است...

 امضا : -خودم- 

تصویر : ۱۳/۰۱/۱۳۹۱


نوشته شده در تاريخ جمعه 1391/01/25 توسط خانم سرخی
به اطلاع همکلاسیان عزیزم برسونم که

 فردا کلاس استراتژیک تشکیل نمیشه!!!!

......


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1391/01/24 توسط خانم طور
سلام دوستان و هم کلاسیان عزیز:

جهت اطلاعتون عرض کنم که کلاس استراتژیک روز جمعه تشکیل میشه اما شروع کلاس به جای ساعت یازده ساعت ده می باشدددد.

......


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1391/01/23 توسط خانم طور

شب آرامی بود...

می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من

خواهرم تکه نانی آورد ،آمد آنجا لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد

شعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین

با خودم می گفتم زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست رود دنیا جاریست

زندگی ، آبتنی کردن در این رود است

وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم

دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟

هیچ…..

زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند

شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری

شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت

زندگی درک همین اکنون است

زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی، و نه در فردایی ظرف امروز، پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با، امید است

زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک به جا می ماند

زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ

زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

زندگی، فهم نفهمیدن هاست

زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست

آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم

در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

پرده از ساحت دل برگیریم

رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست

زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند چای مادر، که مرا گرم نمود

نان خواهر، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست

من دلم می خواهد

قدر این خاطره را دریابیم....
 
"سهراب سپهری"

نوشته شده در تاريخ شنبه 1391/01/19 توسط خانم محمدزاده
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک